که کار آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها

    تخریب یک ساختمان کار آسانی است اما ساختن آن چطور؟ حتی به رغم دشواری ها و زمانبری و رنج ها و هزینه هایی که برای انجام یک انقلاب در یک جامعه تحمل می شود در یک نگاه کلان براندازی یک نظام سیاسی نامشروع و فاسد و ناکارآمد کار آسانی است اما بنای یک نظام سیاسی مشروع و سالم و کارآمد کاری است بسیار دشوارتر و زمانبرتر و پر رنج تر و هزینه برتر! و در این مسیر باید نگاهی بیندازیم به راه طی شده توسط دولتهای پس از انقلاب اسلامی و کارنامه آنان ، که همه تلاش داشته اند در ساختن نظام سیاسی برآمده از انقلاب و تحقق اهداف آن کامیاب شوند و در همگامی با تحولات داخلی و خارجی پاسخگو باشند .

در این مقال من در صدد کالبد شکافی این موضوع نیستم چراکه مجال فراخی می طلبد اما به مناسبت سخنانی که رئیس دولت نهم در چهارشنبه هفته گذشته در قم بیان داشت می خواهم به طرح این موضوع بپردازم که جناب ایشان در ایام تبلیغات ریاست جمهوری نهم چه تصویر و تصوری از کار و عملکرد دولت های قبلی داشتند؟ و امروز چه تصویر و تصوری از کار و عملکرد دولت نهم دارند؟ اگر رسانه ملی به پخش دوباره نوارهای سخنرانی و فیلم های تبلیغاتی آقای احمدی نژاد در آن ایام همزمان با سخنرانی اخیر ایشان می پرداخت به خوبی می شد این تصویر و تصور ها را دریافت و فاصله شان را فهمید . آقای احمدی نژاد در آن ایام ثقل سخنان تبلیغاتی خود را بر نقد بی رحمانه عملکرد دولت های قبلی در تحقق اهداف انقلاب اسلامی و به ویژه عدالت اجتماعی متمرکز کرده بود به گونه ای که در این مسیر تا مرز نفی دستاوردهای آنها به پیش رفته و تصویر و تصوری از آن دولت ها را به نمایش می گذاشت که گویا همگی نه تنها هیچ نقطه قوتی نداشته بلکه در دام مافیای ثروت و قدرت و دست های فاسد و پنهان و پیچیده اسیر بوده اند و این باندهایی مافیایی و فاسد و…راهبر دولت ها بوده اند و نه دولت ها راهبر اداره کشور و اقتصاد . به این جملات آقای احمدی نژاد در مقام نامزد ریاست جمهوری توجه کنید :”دست مافیای قدرت و قبیله را از سر نفت کوتاه خواهم کرد و حاضرم جانم را پای این قضیه بگذارم ” ، ” عدالت گستری و مبارزه با فقر و فساد و تبعیض از شعارهای اصلی من است.” ، “ما می خواهیم جلوی رانت ها را بگیریم .” ، ” مبارزه با فساد اداری و اقتصادی سیاست قطعی دولت آینده است و کسانی که معتقد به آن باشند در دولت از آنها استفاده خواهد شد.” ، “عواید و پول حاصل از توسعه صنعت نفت باید بر سر سفره های مردم باید قابل مشاهده باشد.” ، ” حفظ کرامت انسانها ، جلوگیری از توسعه فقر و فساد و تبعیض و از بین بردن بی عدالتی از محورهای مورد تاکید ماست.” ، “مردم باید اثرات افزایش قیمت نفت را در سر سفره هاشان مشاهده کنند.” ، ” رسیدگی سریع به مشکل مسکن و ازدواج جوانان ” ، ” اعطای تخیف آب و برق و گاز و برق ” و …حالا به این سخنان آقای احمدی نژاد که بیش از دوسال و نیم مسئولیت اداره کشور توسط دولت نهم به ریاست ایشان ادا شده است توجه فرمائید : «برخی از شبکه های فساد آنقدر قدرتمند هستند که در مراجع قانونگذاری نفوذ و قانون برای خود تصویب می کنند و باید جلوی آن را گرفت.» ، « قبل از انتخابات، تصویری از صحنه تلاش برای برپایی عدالت داشتیم و می دانستیم در برپایی عدالت سخت ترین مرحله و سنگین ترین عرصه برخورد و تقابل اتفاق خواهد افتاد» تصریح کرد: «آن چیزی که الان می بینیم و تجربه می کنیم بسیار سنگین تر از چیزی است که در ذهنمان بود. » ، « ما اخباری داشتیم که عده ای با برخی بانک ها ارتباط برقرار کرده و منابع سنگین بانکی را وارد بازار مسکن کرده و وزیر اطلاعات گزارش داد و قرار شد که پیگیری کند اما دست های پنهانی وارد شدند.» ، « من باورم این بود که وقتی مشکل را شناخته ایم به بانک ها و برخی دستگاه ها دستورات داده شد، آن ها وظیفه را انجام و جلوی مشکل را می گیرند با عذرخواهی از مردم باید بگویم که برخی از دستگاه ها کار خود را درست انجام ندادند و این شبکه های فاسد کار خود را کردند.» ، « بدانید این خادم شما و اعضای دولت پای حرف خود هستیم و در مبارزه با مفاسد و جلوگیری از اجحاف، تلاش می کنیم»  «بدانید در مبارزه با این عناصر ما تا آخر ایستاده ایم.» ، « آن ها که مخالف بر قراری عدالت هستند، نشستند و گفتند که فلانی را به زمین می زنیم و آن هر کاری بکند دو جا از جمله نفت و بانک ها در دست ما قرار دارد.» ، « بدانید این خادم شما و اعضای دولت پای حرف خود هستیم و در مبارزه با مفاسد و جلوگیری از اجحاف، تلاش می کنیم، تولید انبوه شود و بدانید در مبارزه با این عناصر ما تا آخر ایستاده ایم و یک سرسوزن عقب نشینی نخواهیم کرد.» ، « بعضی ها در داخل خیال کردند می توانند با فشار اقتصادی، تهدید و تحریم دشمن همراهی و جوسازی کنند تا دولت را به زمین بزنند .» ، … خوب آیا رئیس دولت نهم تفاوت این تصویر وتصور را با آنچه قبلا در تبلیغات می گفت در می یابد؟ و آیا اینگونه سخن گفتن در عدم تحقق شعارها و وعده های انتخاباتی اش را درست و حق خود می داند؟ و یا اینکه این حق را برای روسای دولت های قبلی هم محفوظ می دارد؟ مشکل ما در ایران همین است که هیچگاه جایگاه مسئول و منتقد معلوم نیست و خوشمزه اینکه همان کسانی که باید پاسخگوی اعمال دولت و سیاست های اجرایی برآمده از نظام تصمیم گیری کشور باشند خود بیشتر از دیگرانی که هیچگونه مسئولیتی در این باره ندارند و می توانند در مقام یک شهروند به انتقاد بنشینند ، منتقدند و داغتر و تند تر هم انتقاد می کنند! کافی است متن کامل همین سخنان رئیس دولت نهم یا سخنان دیگر دولتمردانی که در نهاد ها و قوای حکومتی مسئولیت دارند را در همین دوهفته اخیر پیرامون نرخ تورم و مشکلات اقتصادی در رسانه ها مرور کنید تا صحت این گزاره را دریابید . و البته اگر روزنامه نگار ی یا مطبوعه ای مطلبی به گونه این سخنان رئیس دولت نهم یا برخی از این دولتمردان منتقد می نوشت حتما به جرم « نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی » یا « تبلیغ علیه نظام » و…با شکایت مدعی العموم مواجه و روانه دادگاه می شد اگر قبل از آن بازداشت و توقیف موقت نمی شد!

       خلاصه اینکه چرا آن تصویر و تصور که دولت داری و اداره کشور را کار آسانی می دانست و دولت های قبلی هیچیک از پس انجام آن بر نیامده بودند حالا پس از بیش از دوسال و نیم به این تصویر و تصور رسیده است که دست های نا مرئی و باندهای مافیایی و مشکل ها نمی گذارند که رئیس دولت با همه حمایت ها و پشتیبانی هایی که دارد به تحقق شعارها و انجام وعده هایش بپردازد ، واین جای تامل و توجه و نکته های فراوان دارد و این ” که کار آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها ” ،و به خوبی نشان می دهد برای آنها که تجربه دولت داری گذشتگان را نادیده گرفته و با شمشیر نقد و نفی برآن می تازند کشور و مردم چه هزینه سنگینی باید بپردازند تا تصویر و تصور اینان درست شود و بر مدار دولت داری قرار گیرند . نویسنده امر حکومت داری از هر نوعش را متکی به تجربه ها و دانش بشری و تدبیر برپایه خرد جمعی می دانم و همه تجربه های حکومتی پس از انقلاب را از این زاویه با همه نقاط قوت و ضعف اش می بینم اما جای تاسف آنجاست که با نگاهی نقدی و نفی ای همه این میراث به کناری نهاده شود و ما بخواهیم از نقطه صفر شروع کنیم ! اتفاقی که اززمان روی کار آمدن دولت نهم به تصریح یا تلویح بر آن تاکید و در اتخاذ سیاست ها تایید می شود و نتایج آنرا اینروزها می بینیم به گونه ای که برآمدن مشکلات اقتصادی ار عمق به سطح مثل تورم و گرانی ، بیکاری و فقر و فساد و تبعیض و…صدای عالم و عامی را درآورده است . از نظر من همه دولت های پس از انقلاب قصد خدمت به مردم ، تحقق عدالت اجتماعی و بهبود زندگی و رفاه همگانی و…را داشته اند و دولت نهم نیز از این امر مستثنی نیست اما همچنانکه آقای احمدی نژاد دولت های قبلی را در انجام این قصد ناکام می داند پس می توان با تکیه براین سنت و گزاره نتیجه گرفت که دولت ایشان نیز فارغ از انگیزه و قصد خدمتگزاری به بندگان خدا و عدالت خواهی و مهرورزی و تعالی کشور تا اینجای کار برپایه اعتراف رئیس دولت و عذرخواهی اش ازملت ناموفق بوده است و ارجاع دادن این ناکامی به باندهای فاسد و مافیایی و…نیز در صورت مسئله هیچ تغییری نمی دهد و فقط باید منتظرماند و دید که دولت نهم در روزهای باقی مانده از عمرش چه می کند؟ وآیا با عبرت آموزی از گذشته و اصلاح سیاست ها و روش ها راهی بسوی موفقیت خواهد یافت؟ و به عنوان حسن ختام یادآور می شوم که ما ایرانیان تصویر وتصورمان این است :” که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها” اما باید بدانیم اینگونه نیست و دولت داری از هر عشقی در این روزگار مشکل تر است و اینرا باید از تجربه دولت های پس از انقلاب و به ویژه دوات نهم در یابیم :” که کار آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها ” ! 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *