مجلس در راس امور

در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران فصل پنجم به «حق حاکمیت ملت و قوای ناشی از آن» اختصاص دارد و اصل پنجاه‌وهشتم ذیل این فصل صراحت دارد: «اعمال قوه مقننه از طریق مجلس شورای است که از نمایندگان منتخب مردم تشکیل می‌شود و مصوبات آن پس از طی مراحلی که در اصول بعد می‌آید برای اجرا به قوه مجریه و قضائیه ابلاغ می‌شود.» و اصل هفتاد‌ویکم: «مجلس شورای اسلامی در عموم مسائل در حدود مقرر در قانون اساسی می‌تواند قانون وضع کند.» و اصل هفتاد‌وششم: «مجلس شورای اسلامی حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را دارد.» بر پایه این اصول مجلس جایگاه منحصر‌به‌فرد و ممتازی در اداره امور کشور دارد و به‌واقع می‌توان گفت که مجلس تجمیع اراده ملت برای اجرای قانون اساسی و پاسداری از آن در همه ابعاد و جوانب می‌باشد و به همین دلیل است که نمایندگان منتخب مردم در ابتدای کار خود باید سوگند یاد کرده و متن قسم‌نامه را امضا نمایند (مطابق اصل شصت‌وهفتم). برای اینکه مجلس بتواند این نقش منحصربه‌فرد و ممتاز را ایفا کند و به تعبیر رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی(ره) «مجلس در راس امور» باشد، میثاق ملی ما شرایط ویژه‌ای را برای نمایندگان مجلس تعریف و تعیین کرده است.

بر پایه اصل هشتادوششم «نمایندگان مجلس در مقام ایفای وظایف نمایندگی در اظهارنظر و رای خود کاملا آزادند و نمی‌توان آنها را به سبب نظراتی که در مجلس اظهار کرده‌اند یا آرایی که در مقام ایفای وظایف نمایندگی خود داده‌اند تعقیب یا توقیف کرد.» و اصل هشتاد‌وچهارم: «هر نماینده در برابر تمام ملت مسوول است و حق دارد در همه مسائل داخلی و خارجی کشور اظهارنظر نماید.» روشن است که تجلی استفاده از این ظرفیت قانون اساسی در عمل نمایندگی و در یک فرصت چهارساله ظاهر می‌شود و تجمیع عمل نمایندگان در یک‌ دوره است که از مجلس چهره‌ای قوی یا ضعیف در نگاه شهروندان می‌سازد و نمایندگانی که بتوانند از این فرصت استفاده کرده و استعدادها و ظرفیت‌ها و شجاعت‌های خود را در خدمت به مردم و پاسداری از حقوق آنان به منصه ظهور رسانند چهره می‌شوند و دردل و ذهن شهروندان و تاریخ جای می‌گیرند و قطعا انجام این کار هیچ ارتباطی در تعلق به جریان اکثریت یا اقلیت مجلس ندارد بلکه به زمان‌شناسی، دانش، شجاعت، تعهد و… هر نماینده ارتباط می‌یابد.

         ایران پس از مشروطه و انقلاب اسلامی مجالس و نمایندگان بسیاری را تجربه کرده است و زمان و دوره مجلس هشتم که از دو روز پیش آغاز به کار کرده است نیز همچون گذشتگان به‌سرعت سپری می‌شود. اگرچه چهار سال دوره مجلس و نمایندگی به لحاظ تاریخی زمان اندکی است اما به لحاظ تاثیرگذاری و ایفای نقش در تاریخ یک ملت می‌تواند سرنوشت‌ساز باشد و افرادی که در این مجلس مسوولیت نمایندگی ملت را یافته‌اند باید این ظریفه را دریابند و توجه داشته باشند که از این فرصت اندک چگونه می‌خواهند استفاده کنند.

         در حافظه تاریخی مردم ما (به‌رغم آنکه شایع‌ است مردم ایران حافظه تاریخی ندارند)، نام‌ها و نشانه‌ها می‌ماند و اینگونه نیست که عمل نهادها و افراد فراموش شود. بهترین نشانه‌اش اینکه نام‌هایی همچون مدرس و مصدق در عرصه فعالیت‌های سیاسی و پارلمانی مانده است. هرچند متاسفانه باید گفت که هیچ‌یک از این دو و افراد مشابهشان سر سالم از عرصه سیاست به گور نبردند و رنج‌ها و زحمت‌های بسیار متحمل شده و در تنهایی و غربت‌ دار فانی را وداع گفتند اما هرگاه می‌خواهند از نمایندگانی آگاه و شجاع و فداکار و زمان‌شناس و… یاد کنند و نام ببرند به اینها اشاره دارند. خدا رحمت کند شهید مدرس را که می‌گفت اگر من اینگونه عمل می‌کنم برای اینکه خود را از قید «داشتن» و «خواستن» خلاص کرده‌ام چون اگر آدمی داشته باشد (مال و پست و…) برای نگه‌داشتن آن ملاحظه‌کار و محافظه‌کار می‌شود و اگر به دنبال خواستن باشد هم ایضا! به تعبیر حافظ: غلام همت آنم که زیر چرخ کبود/ ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است. نماینده باید آزاده باشد تا از آزادی و مردم‌سالاری و حقوق شهروندی و منافع ملی و… با شجاعت و ایستادگی دفاع نماید و «مجلس» به معنای واقعی «خانه ملت» شود و نگاه و امید همه مردم به سوی مجلس باشد و آن را مأمن و پناهگاهی برای خود بدانند. در یک کلام «مجلس در راس امور» مجلسی است که با انجام وظایفش در قانونگذاری و نظارت و تحقیق و تفحص و نطق‌های پیش از دستور و… نقطه تقاطع حکمرانی خوب و آرامش‌گاه ملی باشد و همه شهروندان ایرانی احساس کنند که نبض آنها در مجلس می‌‌زند و نماینده‌ای در ‌آن دارند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *