پاسغ به یک نظر

در دنیای مجازی همچون دنیای واقعی ما ایرانیان (از جمله بنده حقیر سراپاتقصیر) کمتر می توانیم به بحث های نظری برای دستیابی به یک فهم متقابل بهتر از یگدیگر و حرکت بسوی فهمی مشترک برای زندگی بهتر و درک بهتر از آموزه های دینی بپردازیم اما به هرحال تمرین در این مسیر هرچند در دنیای واقعی ما ایرانیان بدلیل سوء تفاهم ها و جاه طلبی ها و استبداد گری و…تقریبا متروک و ناممکن است اما در دنیای مجازی تا حدودی ممکن است و آنچه در ادامه آمده است هر چند با موازین بحث و گفتگوی فارغ از اتهام زنی و مفید فاصله دارد اما می تواند تمرینی در این مسیر باشد و امید وارم با مشارکت دیگر خوانندگان و ارائه نقد و نظرهای آنان در این ایام تعطیل عید به استفاده مفید از وقت و زمان دامن زند و مرا در ادامه اینگونه مباحث یاری رساند .

سلام چرا اینقدر ترسیده اید که بدنبال اسم من هستید اما درمورد سخنانتان

۱.اگر شما این را می پذیرید که احکام آنهائی  هستند که باید در مورد انها تقلید نمود در همین احکام اطاعت از فقاهت یک اصل می باشد که دلیل واضح آن همان تقلید کردن از فقیه دارای شرایط وارده در رساله می باشد.در ضمن شما جمهوری اسلامی را در حال حاضر به عدم پاسخگویی به مردم متهم کرده اید خب  مردم تابع فقاهت هستند بنابراین مسولین در وهله اول پاسخگوی فقاهت باشند بنابراین پاسخگویی باید براین باشد که مسولین تاچه حد نسبت به قوانین دین نزدیک هستند ویا نزدیک تر شده اند ودر وهله دوم مردم نیز خواستار تابعیت کامل مسولین از فقاهت هستندمردم نیز در مقام پرسش از این خواسته خود می پرسند.۲.اگر منظور شما و یا به تعبیری توجیه شما از نظریه پردازی بدون پشتئپوانه علمی والبته با پشتوانه حزبی این ها ست که گفته اید یک سوال مطرح می شود وان اینکه آیا احکام در نماز و روزه خلاصه شده وایافقاهت  در مورد احکام اجتماعی و سیاسی و … برنامه ای ندارد ؟بهتر بود لااقل خارج از گرایشات حزبی این دو مسئله زیرا خلط نمی فرمودید : اولا تابعیت فقاهت تابعیت از شخص فقیه نیست بلکه تابعیت از تخصص اوست بنابراین با فوت فقیه باب فقاهت بسته نمی شود ثانیا در قران به کرات دعوت به تفکر ودقت و بررسی شده اما در همین قران ویا به تعبیر بهتر در دین اسلام و بالاخص تشیع بررسی و تفکر و دقت با مبنای دین گفته شده نه با مبنای سکولار وامثالهم بنابراین از طرفی دعوت به پیروی از فقاهت واز طرفی دیگر دعوت به تفکر و نظریه پردازی با مبنای فقاهت<br />

اما در مورد امتحان مقدمات دینی شما اگر واقعا داری چنین ادعا یی هستید اولا در عمل علم خود را نشان دهید ثانیا دروس مقدماتی از اسم اش مشخص است مقدم هستند و نه متن اصلی که شما این قدر به داشتن آن در پوست خود نمی گنجیددر ضمن در دوران اصلاحات انتخابات خبرگانی برگزار شد که بدستور شورای نگهبان امتحانی قرار شداز ثبت نام کنندگان  گرفته شود تا شرط اصلی شرکت در انتخابات که همان دارا بودن اجتهاد است محرز شود یادمان نرفته برادران اصلاح طلب مان چگونه دو پا داشتند و دو پا قرض گرفته و به کجا رفتند.

در مورد پایبندی به حزبتان من خودم نزدیک ۶ ماه تقریبا پیوسته سایت نوروز را نگاه میکردم اگر قصدتان اعلام برائت از این دوستان هست حرفی نیست ولی اگر نگاهی به آرشیو این سایت بزنید تاکتیک هایی از قبیل اصل برائت ثبت نام فله ای و…که یا افراد مورد نظرتان احراز صلاحیت شوند  ودر صورت عدم این کار تمامی لباسهای عثمان رو به نشانه مظلومبت تان علم کنید که کردیدو اینها  برای تحریم انتخابات بودکه منجر به شکست تان شد و تکتیک بعدیتان زنده نمودن حوادثی از قبیل کوی دانشگاه بود که این بار هم نتونستید چرا دیگر چون رمقی برایتان نمانده رضا خاتمی بدنال نفس مصنوعی از طریق سفارتخانه های آلمان و…افتاده است

در مورد عرفی شدن دین شمابه دولت اصلاحات اشاره نموده اید اگر از دولت اصلاحات هیچ مفسده ای ظهور نمی کرد غیر از تاسیس حزبی که از بودجه بیت مال هزینه شد ودر مجلس ۶ ام علنا چوب حراج به آبروی این ملت زدند کافی می باشد در ضمن مراج آنقدر خود را به احمدی نژاد نزدیک مبینند که از او انتقاد می کنندیادتان نرفته که بدنبال انتقادات آیت ا…مصباح یزدی چه ها که نگفتید ویا در همین روزنامه ها ونشریات اصلاح طلب به اهل بیت پیامبو دین ر چه توهیناتی شد که منجر به تعطیلی برخی از آنها شد انگار دوستان اصلاح طلب بدنبال فرمت نمودن گذشته خود افتاده اند و لطفا در مورد وضعیت اخلاقی ودوران اصلاحات سخنی نگویید که هنو.ز هم سی دی فقر و فحشا در خانه های مردم هست شما کسر شان داشتید که خود را پیرو خط امام بگویید حال از شاگرد امام بهره سیاسی می گیرید چرا که زنده نیست تا از خود دفاع کند و بگوید آقای مزروعی تمامی کتب استاد را بخوان نه چند سطر و آن هم گزینشی

در ضمن درست می گویید باید ادای زنده هارا درآورید تا مردم ب همرگ فکری و عقیدتی شما پی نبرند والبته نخواسته ام تمامی گناهان را برسر شما بریزم چرا که گناه اصلی و تقصیر اصلی بر ماست که بعد از جنگ شما ها و همفکرانتان را مسولیت دادیم تابه وهم خواب آلودتان چوب حراج به سرمایه های انقلاب بزنید

شما که از کتب استاد بهره می برید لااقل در دعاهای ایشان نسبت به امام زمان (عج)چیزی ندیده اید چرا عارتان می آید که رئیس جمهور ایران اسلامی در آغاز بحث خویش برای امام عصر (عج)دعا میکند؟ اگر منظورتان خرافات است شما باید پاسخگوی این پرسش باشید که چرا با ترویج تساهل وتسامح زمینه را برای این خرافات و پذیرش  انها در میان برخی فراهم نمودید.این را می گویم که آدم خوب آدمی است که به فکر حیات است ونه ادای زنده رادرمی اورد ونه کسی که مرده.حتما قران خوانده اید در سوره انعام آیه ۱۲۲ و۹۷ نحل خداوند تعریف کاملی از حیات و ممات نموده که اگر وقت کردید آنهارا ببینید معنی حیات وممات منظور من را خواهید فهمید مگر اینکه قران خواندن هم را عامل عرفی شدن دین بدانید. در مورد خودی و غیر خودی و تمسک تان به سنت نبوی آیه ۲۹ فتح جواب فکر کنم کافی برایتان باشد.در ضمن مرگ حزبی و فکری تان را بر عموم مردم تعمیم ندهید که مردم زنده بودن خویش را با حضور درانتخابات با فراغ از رای به چه افرادی و احزابی نشان دادند.اگر اسم من خیلی برایتان مهم است بنویسد یک مخاطب این ضعف شما رو نشون میدهد که اسم من رو دانستن یک دغدغه برای شما شده والبته یک حربه برای تحت تاثیر قراردادن مخاطبان .می خواتستم از درد اصلی شما ها که همان ولایت فقیه هست بگویم ولی تحمل شما را از انتقادات رو وقتی دیدم قانع شدم که شعار زنده باد مخلف من برای دشمنان این آب و خاک هست نه برای مردم ایران اسلامی . بقیه بحث ها بماند برای وقتی که شما تحمل انتخاب مردم را داشته باشید.

مزروعی : با سلام ، عزیز گرامی ! نمی دانم شما با چه انگیزه ای و از چه جایگاهی اینگونه بحث و مجادله می کنید اما شرط اول هربحث و مجادله ای این است که طرفین بحث مسئوولیت خود را در قبال سخنان و مدعایشان بپذیرند وگرنه معلوم نمی شود که چقدرنسبت به مدعایشان صادق و مسئوولیت پذیرند از اینروبود که من به  ناشناس بودن شما اشاره کردم . بطور مثال شما ادعا دارید که جز فقها دیگران نمی توانند راجع به امور سیاسی و اجتماعی نظر بدهند خوب آیا این اصل شامل حال شما می شود یانه؟ اگر می شود( که بنا بر نظر شما می شود) آیا شما فقیه هستید که اینگونه نظر می دهید؟ و اگر نیستید که شما صلاحیت اینگونه نظر دادن ندارید و نظر شما بی اعتبار است . خوشبختانه یا بدبختانه از روزی که خودم را شناخته ام کمتر اهل ترس بوده ام و دلیلش همین نوشتن با اسم ورسم است اما ظاهرا شما که خیلی شجاع هستید و سوابق آنچنانی دارید حتی از نوشتن اسم خود ابا داریدو…من هرگز ادعای مجتهد بودن نکردم که شما بحث رابه جاهای دیگر برده ومطالب نامربوط نوشته اید بلکه من بر طی مقدمات برای فهم ام از اسلام به عنوان یا مسلمان اشاره کردم و حتی برپایه همان نظرشما که اسلام را بایداز فقیهان آموخت در ابتدای رساله های عملیه آمده است که هر مسلمانی باید اصول عقائد دینی را یر پایه عقل و استدلال فهمیده باشد و تقلید در اصول حرام است وپس از آن باید به سراغ تقلید در احکام دینی برود .اما اینکه شما حیطه احکام را به تمام مسائل سیاسی و اجتماعی و…تعمیم داده اید و اطاعت ازفقاهت را به عنوان یک اصل به این مسائل هم تعمیم داده و ضروری شمرده ایدکفایت از موضوع در اثبات نظر شما نمی کند چراکه اولا اگر شما کتابهای شهید صدر را خوانده باشید در می یابید بیشتر مسائل سیاسی و اجتماعی و اقتصادی در منطقه الفراغ دینی قرار دارد که حکم دینی مشخصی توسط فقها در باره آنها صادر نشده است و همین که عقل جمعی مسلمانان(که فقها را هم شامل می شود) عدم مغایرت آنها را با آموزه های اسلامی پذیرفت کفایت می کند. بطور مثال شما هرگز نمی توانید در مورد بسیاری از اصول قانون اساسی حاکم بر جمهوری اسلامی ایران حکمی از سوی فقها بیابید ( بطور بارز در مورد اصل تفکیک قوا که پدیده ای جدید است و هیچگونه سابقه ای در سنت اسلامی ندارد) اما مجلس خبرگان قانون اساسی (که اکثریتش را فقها تشکیل می دادند) این قانون را با استفاده از تجربیات بشری در حکومتداری و در تناسب با زمان و در عدم مغایرت ( ونه درانطباق با احکام دینی ) تدوین کردند اما پس از آن به رای ملت گذاشته شد چراکه برای اجرا نیاز به قبول و رای مردم داشت همانگونه که حق حاکمیت حتی برای امام معصوم نیاز به رای و بیعت مردم دارد در حالیکه بنابرنظر شما چون فقیهان آنرا تایید و تصویب کرده بودند دیگر به رای ملت نیازی نداشته و مردم باید از آن اطاعت می کردند و این خلاف سنت اسلامی و در زمان ما امام خمینی است . نکته دیگر اینگه اطاعت از فقاهت در عمل ناچاربه اطاعت از فقیه تحویل می شود خوب اگر در رابطه با مسائل سیاسی و اجتماعی و اقتصادی فقها فتوای مختلف و متعارض صادر کردند تکلیف مقلدان چه می شود؟ بطور مثال اگر فقیهی (یا فقهایی) شرکت در انتخابات را تحریم کرد و در مقابل فقیه (یا فقهایی) شرکت در انتخابات را واجب اعلام کرد تکلیف چه می شود؟ لابد می دانید که برخی فقیهان نظام فعلی بانکی کشور را ربوی می دانند واتفاقا اینان از همان فقیهان سنتی هستند که حتی بدلیل اشتهار شورای نگهبان آنها را به امتحان دعوت نکرد خوب در صورت پذیرش اصل اطاعت از فقاهت شما اینجا چه باید کرد؟ می بینید مسئله به این آسانی ها که شما مطرح و آنرا حل کرده اید ، نیست؟ این موضوع ماجرا ها دارد و به خاطر همین تعارض ها بود که در ابتدای انقلاب حاکمیت یک نظام حقوقی و قانونی بر کشور پذیرفته شد و به جای اطاعت از فقاهت ( وبه عبارتی درست تر فقیهان) نشست و هیچکسی نمی تواند بطور مثال در دادگاهها عمل خود را بر پایه اطاعت از فقاهت ( باز بطور بارز اقدام به قتل در مورد مهدورالدم بودن افراد) توجیه کند بلکه باید پاسخگوی عمل خود بر پایه قانون باشد . اگر شما به صحیفه نور مراجعه کنید ملاحظه می کنید که امام خمینی بر پایه آموزه های اسلامی همه مردم را به آگاهی در امور سیاسی و اجتماعی و نوعی اجتهاد دراین امور دعوت می کند بطور مثال شرکت در انتخابات و رای به افراد را به عهده تک تک افراد ملت وا می گذارد و اینرا از لوازم حکومتداری می داند به همین دلیل در انتخابات مجلس دوم که عده ای بر پایه نظر شما می خواستند جامعه مدرسین فهرستی از نامزدهای نمایندگی را برای سراسر کشور بدهند و مردم با اطاعت از فقاهت به آنها رای بدهند امام بر آنها نهیب زد و گفت این کار شما بدتر از رضاخان است چرا که رضاخان می خواست روحانیت و دین را از صحنه سیاست بیرون کند و شما با این کارتان می خواهید همه مردم را از صحنه سیاست بیرون کنید! آنگاه امام از همه احزاب و گروهها خواست فعالانه وارد عرصه انتخابات و معرفی نامزدها شوند و گفت جامعه مدرسین حداکثر می تواند برای شهر قم اقدام به معرفی نامزد کند و در نهایت هم این مردم هستند که با شناخت و نظرخود(که نوعی اجتهاد است) به نامزدی رای می دهند،ملاحظه می کنید که سیره امام خمینی در مسائل سیاسی و اجتماعی غیر از آن نظری است که شما بر آن پافشاری دارید و البته این نظر شما در نهایت به نظریه ” ذوب در ولایت ” ختم می شود که هیچ پایه عقلی و نقلی ندارد و من چون خود را پیرو امام می دانم هیچ مشکلی از این نظر ندارم و از ادامه بحث می گذرم که خود بحث مفصلی را می طلبد.

در مورد مسئله پاسخگویی من استناد به نوشته استاد شهید مطهری کرده ام و اگر ایشان را به عنوان یک فقیه قبول دارید ایشان صراحتا پاسخگویی به مردم و نه خدا یا فقیهان را در حکومتداری لازم دانسته اند و اگر منظورشان پاسخگویی به فقیهان بود حتما می نوشتند! اما حتی اگر نظر شما را بپذیریم بفرمائید شورای نگهبان به کدام مرجع دینی پاسخگوست؟ واز کجا می شود در یافت که اقدامات آنها با دین و فقاهت تطبیق دارد؟ عزیزگرامی ! در اصل اطاعت از فقاهت و عدم پاسخگویی نهادهای حکومتی به مردم خدشه های فراوان وارد است واز جمله اینکه طرفداران اسلام فقاهتی بنیادگرا چندان اعتنایی به نظریات فقهایی همچون استاد شهید مطهری و شهید دکتر بهشتی و مراجعی چون آیات عظام منتظری و صانعی در این باره ندارند که بر پایه آموزه های مسلم دینی همچون اصل همگانی امر به معروف و نهی از منکر نظارت بر حکومت و حکومتداران را وظیفه تک تک مسلمانان می دانند و هر مسلمانی باید خود باید در این امور به آگاهی و اقدام برسد و قطعا در مسائل سیاسی و اجتماعی تقلید از فقیه معنا ندارد بلکه در جامعه اسلامی وضیفه هر مسلمانی است که خود را برای انجام این وظیفه آماده نماید و سیره صدر اسلام هم نشان می دهد که این وظیفه به عهده همه مسلمانان و نه عده ای خاص بوده است .

در مورد شرکت در انتخابات و سایت نوروز فکر می کنم شما حوصله نداشته اید بدقت مواضع مشارکت را در باره انتخابات پیگیری کنید وگرنه اصرار برنظر خود نمی کردید و آسمون وریسمون بهم نمی بافتید . درمورد عرفی و سکولار شدن و عملکرد اصلاح طلبان و ارجاع به آیات فکر می کنم شما برای فرار از عملکرد دوران آقای احمدی نژاد به اینها چسبیده اید و اگر شما صادق و مسئوولیت پذیر هستید بطور مشخص بنویسید سخن احمدی نژاد برای ورود زنان به استادیوم های ورزشی از چه موضعی بود؟ و فرستادن تیم های ورزشی زنان به مسابقات جهانی در دوره آحمدی نژاد برچه پایه فقهی استوار است؟ و می دانید که در همان دوران اصلاحاتی که شما توصیف کرده ایدکفتن یا انجام چنین کارهایی نا ممکن بود! اما در این میان یک ادعای غریبی مطرح کرده اید و آن اینکه ” اگر از دولت اصلاحات هیچ مفسده ای ظهور نمی کرد غیر از تاسیس حزبی که از بودجه بیت مال هزینه شدو..” خوب آیا طرح چنین مدعایی دلیل هم می خواهد یا نه؟ وقتی آدم ناشناس می شود نتیجه اش همین می شود که هر مدعا و اتهامی را بدون دلیل می تواند مطرح کند! مصلحت حکم می کرد که لااقل شما برای اینکه به بقیه نظرات و مدعایت خدشه وارد نشوداز ورود و طرح چنین موضوعی می گذشتید اما ظاهرا شما نمی توانید از عهده یک بحث نظری بدون اتهام زنی عملی خارج شوید! آخر عزیز گرامی فکر نمی کنی که بیش از دو سال و نیم است که همه امور کشور به دست کسانی افتاده است که آرزویشان نابودی جبهه مشارکت است و اینها اگر به کوچکترین سندی در استفاده از بیت المال توسط مشارکت داشتند تا حالا صدباره افشاو افراداین حزب را محاکمه و…می کردند؟ خوب شاید آنها ناتوان بوده اند و شما در مقامی هستید که اسنادی مبنی بر اثبات مدعایتان دارید خوب منتظرم تا آنها را رو نمائید و ما را رسوا؟ و آنگاه معلوم خواهد شد که این حزب را دولت اصلاحات ساخته یا افرادی امثال بنده یک لا قبا برای کار سیاسی؟ در مورد فقر و فحشا هم الحمدالله در سایه دولت اسلامی آقای احمدی نژاد دیگر نه فقری هست و نه فحشایی ، و سی دی فقر و فحشایی آقای ده نمکی مال همان دوران اصلاحات بود و بس ، و حالا دیگر دوران اخراجی هاست و طنز جبهه وجنگ ! وچون بیش از این حوصله خوانندگان سر می رود قضاوت و داوری در مورد نظرات شما و پاسخ بنده را به عهده آنان وا می گذارم .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *