شکایت به خدا

این روزها با خود فکر می کردم که در این اوضاع و احوالی که برای نظام جمهوری اسلامی ایران درآستانه سی سالگی پیش آمده است به چه کسی و مقامی می شود شکایت کرد؟ چرا که به نظر من بزرگترین دستاورد انقلاب اسلامی به رهبری  امام خمینی  برای مردم ایران و البته با خواست و مشارکت فعال خود ایشان تبدیل حاکمیت دیرپای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی به « جمهوری اسلامی » و « میزان بودن رای ملت » در اداره حکومت و کشور بوده است ، و اینرا به راحتی می توان از روح ومحتوای قانون اساسی موجود دریافت ، اما سوگمندانه باید گفت که امروز این دستاورد گرانقدر انقلاب و امام در حال از بین رفتن است و تقریبا هم « جمهوریت » و هم « اسلامیت » نظام در حال استحاله و نابود شدن است و به تعبیری با ادامه این روند از اسلام جز اسمی و از جمهوری جز رسمی باقی نخواهند ماند (همچون تجربه صدر اسلام)، و در این شرایط آیا جز « شکایت به خدا » بردن راهی دیگر برای امثال بنده باقی می ماند؟

در گذشته تاریخ ما (به ویژه تاریخ تشیع) عالمان دینی حاملان رسالت الهی و عدالت خواهی و مرجع و ملجایی برای شکایت از ظلم و جور و بی عدالتی حکام زمان بودند اما در شرایط کنونی بخشی از آنان خود در زمره همان حاکمان درآمده اند و گوششان بدهکار این حرفها و کلا حرف حساب نیست و هر صدای اعتراضی را به براندازی و…تحویل و یا با داغ و درفش جواب می دهند و یا کمترین مجازات رد صلاحیت و محروم شدن از بزرگترین حق شهروندی است . بخشی دیگر که خود معترض این وضعیت هستند و مغضوب اند وضعشان از وضع امثال بنده بدتر است ! و بخشی دیگر هم بطور سنتی یا کاری به عالم سیاست ندارند و یا بدلائلی سکوت را ترجیح داده اند ، خوب در چنین شرایطی روشن است که به عالمان دینی دیگر نمی توان شکایت کرد و پناه برد و انتظار رسیدگی داشت ، چراکه اگر یک روحانی حتی در حد نوه امام نیز کوچکترین اعتراضی به وضعیت موجود بکند و تنها سفارش و وصیت امام را در رابطه با عدم ورود نظامیان به مناقشات سیاسی و طرفداری آشکار از یک جناح سیاسی آنهم در آستانه انتخابات مجلس یادآور شود آن بر سرش می آید که همه دیدیم ! و البته کمترینش ورود به حریم خصوصی و افشاگری است !

شاید کسی بگوید چرا دست به « تشکیل اجتماعات و راه پیمایی ها ، بدون حمل سلاح »(اصل ۲۷ قانون اساسی) و اعتراض مدنی به صورت دسته جمعی و عملی نمی زنید ؟راستش اینهم جای طرح ندارد ، آخر از عمل اعتراضی و تحصن جمعی از نمایندگان اصلاح طلب در مجلس ششم  برای اعتراض به رد صلاحیت گسترده نزدیک به سه هزار نفر از داوطلبان نمایندگی مجلس هفتم و تبدیل انتخابات مردم به انتصابات شورای نگهبان در کجای دنیا مدنی تر و کم هزینه تر می توان پیدا کرد؟ خوب نتیجه اش چه بود ؟ جز اینکه مقامات دست اندر کار این عمل را « مخل به مبانی اسلام » و براندازی  تحویل و تفسیر کنند و آنرا دلیل و بهانه ای برای رد صلاحیت همان نمایندگان قرار دهند و البته در تبلیغات پر شدتشان در رسانه ها اینگونه اقدامات اعتراضی را مصداق تندروی و…معرفی کنند تا کسی جرئت نزدیکی به اینگونه کارها را نداشته باشد و جز در مسیر اطاعت و بندگی از صاحبان قدرت گام نزند و….و خوشمزه اینکه برخی افراد خوش خیال به ظاهر اصلاح طلب هم به تکرار همین اتهام برای بدست آوردن صلاحیت خود برای ورود به انتخابات دست بزنند در حالی که معلوم نیست که حتی اگر بتوانند به مجلس راه یابند از چه حقی می خواهند دفاع کنند ؟ بگذریم که به قول آن بنده خدا قرار بود با وقوع انقلاب اسلامی و ذیل نظام جمهوری اسلامی ایران همه بندگی خدا کنند اما حالا عده ای خدایگانی می کنند و دیگران را به بندگی می خوانند و می خواهند !

ممکن است افرادی بگویند چرا به رهبری نظام شکایت نمی بری و نامه نمی نویسی ؟ به نظرم اینهم جای طرح ندارد چون بنده به همراه جمعی از افرادی که رای مردم و نمایندگی ملت را داشتند همین کار کردیم و در نامه ای به رهبری تحلیل و دیدگاه خود را محترمانه به ایشان منعکس کردیم اما همین نامه خود باعث چه مصیبت ها که برای برخی امضاء کنندگان و از جمله  بنده نشد ؟ و در انتخابات مجلس هفتم به کنایه و در انتخابات کنونی به صراحت آنرا دلیل رد صلاحیت امضاء کنندگان اعلام کردند! و جالبتر اینکه در این بازار مسگرهایی که اصولگرایان ! برای توجیه رد صلاحیت های گسترده اصلاح طلبان براه انداخته اند همین نامه نوشتن به رهبری و تحصن اعتراضی را اقدامی براندازانه لقب داده و ادامه حیات نمایندگان  امضاء کننده نامه و متحصن را به رافت و عطوفت نظام نسبت داده اندو گرنه اینان مستحق زندان و شکنجه و مرگ بودند! و باز بگذریم که در متون حقوقی و قانونی ما اصلا واژه ای و یا عنوان جرمی به نام « براندازی » وجود ندارد و این بر ساخته ذهن افرادی با نگاهی اطلاعاتی و امنیتی به عالم و آدم است که در پس هر عمل اعتراضی دست پنهان و برانداز می بینند و سخت به نظریه توطئه باور دارند و نانشان را از این طریق تامین می کنند ، و البته معلوم هم نمی کنند که اگر عمل تحصن براندازی بوده است چرا همین نمایندگان متحصن پس از آن در مجلس ماندند و قانون تصویب کردند و…و سر انجام به کجای نظام از پس این عمل برانداز لطمه وارد آمد؟ و صد البته براحتی می توان فهمید که اصل موضوع اینها نیست و دعوا بر سر لحاف ملاست ! 

حالا در این شرایط برای امثال بنده که تعلق عاطفی و فکری به امام و انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران دارم چه راهی برای عمل باقی می ماند؟ هرچند شبیه سازی تاریخی باطل است و می تواند رهزن اندیشه و تحلیل درست و به هنگام باشد اما در مثل مناقشه نیست و شرایط امثال بنده مثل شرایط زمانی مولا علی (ع) در دوران پس از رحلت پیامبر شده است که فرمود :« صبر می کنم در حالی خار در چشمانم و استخوان در گلویم است » و در این شرایط جز اینکه « شکایت به خدا » ببرم چاره ای ندارم و فقط دعا می کنم که روند حوادث و وقایع همانگونه که پس از رحلت پیامبر خدا به پیش رفت به پیش نرود! البته در همان دوران هم ثبت است که در دوران حکومت خلیفه دوم عرب بیابانگردی در مسجد و در مقابل خلیفه وقت بانگ برداشت که اگر کج بروی با همین شمشیرم راستت می کنم و هیچکس هم از مسلمانان متعرض او نشد و البته شورای نگهبانی متشکل از شش فقیه عادل! و شش حقوقدان قانون دان ! هم نبود که او را رد صلاحیت و از حق انتخاب شدن و حیات محروم کنند و صد البته گروه های فشار و لباس شخصی و …حقوق بگیر هم نبودند تا دمار از روزگار این فرد در بیاورند و…و در این باره از استشهاد به سیره نبوی و علوی و به ویژه نهج البلاغه ، که در این روزگار سخت غریب افتاده است ، می گذرم .

خدایا تو پیامبرت را به عنوان رحمت برای عالمیان فرستادی تا مردمان را به مکارم اخلاق و اسلام دعوت کند اما امروز در نظامی بنام تو و افرادی که بیش از همه ادعای پیروی از تو را دارند ، جمعی از مسلمانان را به نامسلمانی متهم و آنانرا از حقوق مسلمشان محروم  می کنند و…خدایا از این وضعیت به تو شکایت می برم و از تو مدد می جویم . تو خود رحمتی و مرهمتی بر حال من بنما و توان ده تا در مقابل این کژی و ناراستی ها بایستم و جز به بندگی تو گردن ننهم و خدایا به قول آن بزرگ زیستنی بر من عطا کن تا در لحظه مرگ بر بیهوده بودن آن تاسف نخورم و خدایا تو خوب زندگی کردن و مردن را به من بیاموز .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *