تراژدی رد صلاحیت ها

تا آنجا که بیاد دارم در جایی خوانده ام حوادث و وقایع تاریخی تکرار می شود یکبار بصورت کمدی و بار دیگر بصورت تراژدی ! اگر این قاعده عام نباشد حداقل یک مصداق واقعی پیدا کرده است و آنهم موضوع رد صلاحیت فله ای داوطلبان نمایندگی مجلس هشتم از سوی هیات های اجرایی منصوب دولت نهم است که اینروزها بازارش داغ است و مسئوولان دولت عدالت خواه و مهرورز و … نهم و طرفداران رسانه ای و منتقدان منصف اش نیز همه تلاشهای خود را با سرهم بندی راست و دروغ و تهمت و اتهام و افترا و…برای توجیه آن بکار بسته اند! کافی است به حجم انبوه مصاحبه ها و نوشته ها و خبر سازی ها و… رجوع کنید تا دریابید چه بازار مسگرهایی برای این موضوع راه انداخته اند تا صدای معترضان و اصلاح طلبان به مردم و جایی نرسد و آنها بتوانند با برگزاری انتخاباتی مشابه مجلس هفتم حاکمیت یکدست را حفظ کنند و پست و مقام را از دست ندهند و نان خود را بنام مردم بخورند و البته همه اینها برای خدمت به بندگان خدا و تعالی کشور است ! بهترین عنوانی که می شود به این ماجرای تکراری داد « تراژدی رد صلاحیت ها » است که یادآور پرده کمدی این ماجرا در انتخابات مجلس هفتم است .

علت تراژدی بودن ماجرا این است که در جریان انتخابات مجلس هفتم وقتی ما نسبت به مسئله رد صلاحیت های فله ای اعتراض و تحصن کردیم برخی دوستان ما در مجلس و از جمله  غالب روحانیون موجود ( که نامزد و تایید صلاحیت شده بودند) تلاش می کردند که به گونه ای موضوع با پا در میانی شان فیصله یابد و البته ما هشدار و انذار می دادیم که اگر این روند اصلاح نشود روز دیگر گریبان شما را خواهد گرفت! خوب جدایی ما باعث شد که آن انتخابات بصورت نمایشی و فرمایشی آنهم بدست دولت خاتمی برگزار شود و آن دوستان هم نصیبی نبرند و چهار سال بگذرد و امروز بحث رد صلاحیت گریبان آنها را هم بگیرد و شامل حال همه نمایندگان مجلس ششم از کند رو و تندرو و…و معمم و مکلا با عناوین عدم اعتقاد و التزام به اسلام و جمهوری اسلامی ایران و عدم ابراز وفاداری به قانون اساسی و اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه شود ! خوب برچسب و الصاق این عناوین اگر بر امثال بنده مکلا روا باشد قطعا بر روحانیونی که حتی پایشان به دادگاه ویژه روحانیت هم کشیده نشده است نارواست و جز برچسبی ناچسب نمی باشد . البته اینکه چه شده و کار به کجا رسیده است که امروز روحانیونی به نامسلمانی و…متهم و رد صلاحیت می شوند باید بسیار اندیشه کرد و در این ماه محرم یکبار دیگر تاریخ اسلام را مرور کرد که چرا واقعه کربلا رخ داد و اهل بیت رسول خدا آن بلا و مصیبت آنهم بدست افرادی که خود را مسلمان می خواندند و ظاهرا برای رضای خدا می جنگیدند به سرشان آمد و… بگذریم.

یکی از روحانیونی که بدلیل این برچسب های ناچسب و ناروا در حوزه انتخابیه اصفهان رد صلاحیت شده است جناب حجت الاسلام و المسلمین اسدالله کیان ارثی است که سه دور نماینده مردم فریدن و فریدونشهر در مجلس بوده است . آشنایی و شناخت حضوری من از ایشان به یک تصادف بر می گردد و اینکه پس از بازداشت افرادی در پرونده شهرداری و در خواست وثیقه برای آزادی آنها تا محاکمه من و ایشان برای به سپردن وثیقه برای یکی از آنان ، که دوست مشترک ما بود ، در محل دادگاه حاضر شده بودیم و آنروز من روح آزادگی و جوانمردی را در ایشان یافتم و بعدا با حضور در مجلس ششم این آشنایی و دوستی به رغم برخی تفاوت ها ادامه یافت و عمیق شد . به حق می توانم بگویم او یکی از روحانیون خوش فکر و مردم دار و معتدل و متخلق و آزاده است و البته این نوع خلقیات ریشه در لر بودن او هم دارد . یادم می آید در دوره مجلس ششم تنها یک روز ما در ساختمان مجلس جدید در بهارستان ( اواخر اسفند سال ۷۹ ) جلسه داشتیم . در آن جلسه آقای کروبی سخنرانی مفصلی داشتند و از جمله در باره سوابق آقای کیان ارثی و اقدام برای ازدواج ایشان با دختر آقای خلخالی توضیح دادند و اینکه وقتی خود ایشان اقدام به ازدواج می کنند از آقای کیان ارثی می خواهند تا خطبه عقد ایشان را بخوانند ( اینها در مشروح مذاکرات مجلس ششم ثبت است ) حالا این آقای کیان ارثی که سالها با امام خمینی در قم و نجف همراه بوده و در همه سال های پس از انقلاب جز در مسیر خدمت به نظام قدم نزده است رد صلاحیت برای حضور در رقابت انتخابات شده است ! جل الخالق از اینهمه اخلاق و انصاف و مروت و مسلمانی ! و من نمی دانم که آنانی که این چنین حکمی رای داده اند فردای قیامت چه جوابی می دهند اگر در همین دنیا ناچار از پاسخگویی نشوند؟ و البته آقای کیان ارثی با آن روح بلندی که دارد حتی به این موضوع اعتراض نکرده و شکایت به جایی نبرده است . از قدیم گفته اند زمستان تمام می شود اما روسیاهی به ذغال می ماند . آری در این ملک بسیار آمده و رفته اند اما برای برخی جز روسیاهی نمانده است . امثال بنده خیال می کردیم پس از انقلاب اسلامی پایبندی به آموزه های دینی و اخلاقی دیگر رو سیاهی را زایل می کند اما هرچه می گذرد در می یابم که این خیال واهی ای بیش نبوده و عرصه سیاست و قدرت قواعد خاص خود را دارد . به تعبیر امام حب دنیا آخرین چیزی است که از دل مومن بیرون می رود و نیاز به سالها مجاهدت و مبارزه با نفس دارد اما ظاهرا در یک چرخش تاریخی کار در ایران بدست افرادی افتاده است که بدلیل گرفتاری در حب دنیا وقت مجاهدت و مبارزه با نفس را ندارند و چه تراژدی ای می تواند بالاتر از این باشد که امروز افراد و گروه هایی بنام اسلام و جمهوری اسلامی و ولایت فقیه به جز خود را مسلمان و …نمی شاسند و اینگونه است که از « تراژدی رد صلاحیت ها » باید به خدا پناه برد و اگر ۴ سال پیش ما به این رخداد اعتراض کردیم و شنیده نشد برای این بود که امروز را پیش بینی می کردیم و قطعا اگر این موضوع نهادینه شود فاتحه جمهوری اسلامی خوانده شده و جز اسمی از آن باقی نمی ماند .  

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *